تبليغاتX
همه جور آجیل

 بیماریهای روانی،بویژه آسیبدیدگی روانی،افسردگی(Depression)

 بیماریهای  روانی در جهان فراوانند؛  بویژه اینکه امروزه، زندگی انبوهی و نوین، زمینه ی بیشتری از بیماریهای روانی شده ودر میان  بیماریها ی روانی، میتوان نام بیماریهای تازه ای را هم یافت که بسیاری به آن دچارند ؛ مانند  آزردگی روانیِ ناشی از شهرنشینی  یا استرس و دپراسیون.

 امّا بیماری روانی چیست و چه  ویژه گیهایی میتواند داشته باشد ؟

 یک " بیماری " روانی؛ درست مانند دیگر بیماریهای تنی، مانند واکنشهای پوستی یا همان  ( آلرژی و حساسیّت ) و سرماخوردگی یا سرطان، میتواند نشانه هایی داشته باشد که خانواده و دوربریهای بیماربتوانند آنرا دریابند. امّا  بیمار روانی ؛ درست ، دربرابربرخی از بیماران تنی، دیگران را نمیتواند دچاربیماری خود کند و بیمار سازد؛ ولی میتواند خودنمایی کند و گاهی کسان پیرامون خودرا آشفته سازد. یا بگفته ی دیگر؛ گرچه بررسیها نشان میدهد که یک بیمارروانی میتواند دیگران را وبویژه نزدیکان خود را به واکنشهایی دچارکند و گاهی آسیب برساند ولی " خوددچار" کننده نیست .

 بیماری روانی؛ ویژگیهای خود را دارد که گاهی هم  دریافت آن سخت تر از یک بیماری تنی است . بیماری روانی میتواند همچنین؛ به هرگونه آدمی که با هر ویژگی که داشته باشد چیره  شود و خودنمایی کند ولی بیشتر بیماریهای تنی میتواند در پیرامونمان یا درگروهی از مردم از روی ویژگییی پیدا شود و بگسترد؛  مانند سرخک که بیشتر در کودکی بر کودکان پیدا میشود یا مانند بیماری " قند " بیشتر در بزرگسالان دیده میشود که چربی بالا که در خون دارند یا بچاقی بیش از اندازه  دچارند. 

 بیماری روانی تنها این نیست که بیمار؛ جور دیگر از ما که تندرست هستیم دریافت درونی دارد و یا رفتار میکند و دربن کار و پایه ؛ رفتارش بایک کس تندرست ؛ همانا دوگانه است و ازدید تنی یا روانی آزار میبیند که این میتواند دگرگونیهایی را درمغز وی پدیدا ر سازد و دگرگونی " کاری و رفتاری" او را در خانه یا بیرون و درکارگاه و پیرامونش نشان دهد .

 ولی یک بیماری تنی و پیدا ؛ مانند آبله یا سرطان پستان درزنان ، تنها میتواند بیمار را درد ورنج  دهد که بآن بیماری دچارست و بیمار تا توان دارد بدیگران کاری هم نداشته باشد و به کار بدنی گماشته گردد و در کار و رفتارش نشان داده نشود و به دیگران کمکهای سودمندی هم بکند.

امّا همگونه که نوشتیم ؛ بیماری روانی تلاش میکند که همه ی پیوندهای تنی و خونی  بیمار را دچار خود کرده ودرفرماندهی مغز بنیشید و فرمانهای خرابکارانه بدهد که در بیماری تنی، بگونه ی همگانی چنین نیست.

نمونه اینکه یک بیمارسرطانی ؛ گرچه درد و رنج میتواند؛ همه جای تنش را بیازارد ولی  بیمارمیتواند با تو بخندد ، با تو گریه کند ، با تو خوب بخورد وبکسی هم آزاری نرساند و با مردم رفتاری هماهنگ و شایسته داشته باشد و با دست و زبانش به نزدیکان کمک کند . 

یک بیمارآسیبدیده وافسرده ی روانی میتواند بکارهای ناشایست دست بزند ومردم را بیازارد و همان دم که میخندد، با دستش کسی را آزرده کند و یا با لبی خندان و با دستی  نابکاری کند و ناشایستگی نماید و نداند که چه میکند. بیشتر دختر آزاری و زن آزردن که خوشبینانه بآن متلک گویی هم میگویند درسرکها و شهرهای ایران و یا در کشورهای واپسمانده، تنها از بدآموزی نیست از افسردگی مردان و جوانان ایرانی هم هست .

 ویژگیهای کوتاه شده ی یک بیماری روانی میتواند در سه چیز دسته بندی شود:

·  مغز بیمار بدرستی گوناگون کار میکند.

·  بیمار نگرانی و بیم بیشتری را درمیابد.

·  با نرسیدن دارو در کوتا هنگام ؛ بیماری  خود را زود و تند نشان دهد.

شما روزانه درخانه اتان شاید میتوانید با بیماران و بیماری روبرو باشید  برای نمونه اینکه، ناگهان گریه میکند یا بیهوده میترسد یا رخت و پوشاک ودستش را بسیار و آنهم  زود بزود میشوید یا بهمه گمان ناجور دارد ...  به همه " دودل " است ... یا یک پرسش را چندین باراز کسی میپرسد و یا اینکه آتش گازرا در آشپزخانه خاموش میکند و دوباره برای اینکه بداند خاموشش کرده یا نه، به آشپزخانه میرود ؛ نه یک بار که چندبار. نشانه ها بسیارند و گاهی هم همه ی آن نشانه ها گویای بیماری نیست که شاید هم آموزشی است که از دوروبریها یا خانواده آموزش دیده و یاد گرفته شده است . 

 اکنون که ما بگونه ای کوتاه و فشرده از بیماریهای روانی گّپ زده  و نوشته ایم ؛ بیک نمونه اش میپردازیم که امروزه درجهان نوین، کم نیستند که به چنین بیماری دچارند واز دیدگاه  پولی و گروهی و مردمی،  اُفت وشکست  فراوانی به جهان وارد میشود که در کشورایران نیز این بیماری همچنان دام تنینده و شکار میگیرد وشمارش آن هم روز به روز بالاتر میرود. درایران  مانند دیگر سرشماریهای سودمند ؛ شماره گری روشنی نیست امّا از داده های همگانی و مردمی که نمونه اش بالا رفتن اندازه ی کشتن مردم در ایران و شمار زندان و زاندانیان است میتوان دریافت که این بیماری چه بیدادی میکند . تنها در چهارماه گذشته بیش از 70 نمونه کشتن مرد و زن و نوجوان در ایران بوده و سرپرست زندانها خواهان ساختن زندانهای بیشتر در ایران شده است. در کوبا در سال 1381 تنها سه کس بدار زده وکشته شده اند ! و تنها در سال ۱۳۸۶ خورشیدی بیش از ۲۷۰ کس در ایران بدار آویخته شده اند که باید افسوس خورد( 1 )

برنامه ی  کارزار با  نابکاریهای کشوری یا بگفته ی سردمداران در ایران ( طرح  مبارزه با مفاسد اجتمایی ) که از سوی  رهبر جمهوری اسلامی آقای خامنه ای در سال گذسته داده شده است و در پیروی آن هزاران کس در ایران یا دستگیر یا گوشمالی داده شده اند، نشان دهنده ی همین ناهنجاریها و آسیبهای روانی در میهن ماست. هرکجا که آسیبهای روانی بیشترباشد شمار بزهکاریها و ناهنجاریهای کشوری و همگانی نیز بیشتر است . 

 درکشور دانمارک که دارای 5.5 ملیون شهروند درآنجا زندگی میکنند؛ جستجوهای دانشگاهی نشان داده است که 180.000  کس درآنجا به این بیماری دچارند که بسیار است (2)

  سازمان بهداشت جهانی ( VHO )در گزارشی  نوشته است که در سال 2020 برابر با 1399 خورشیدی  این بیماری دومّین بیماری جهان خواهد بود !

اگر این پیشبینی دانشپژوهانه رخ بدهد ؛ همانا جهان با ناهنجاریهای بزرگ ؛ همچون کم کاری ، اُفت دارایی و درآمد ، بیکاری و پایین آمدن بهبود زندگی خواهد بود.

مردم در کشورهای فرنگی و اروپایی در هر کارخانه و کارگاه کلان با کارمندان چشمگیر،  جایگاهی ساخته اند که مددکاران یا روانشناسان در آنجا نگهبانی میدهند و به آسیبهای کاری مردم رسیدگی میکنند تا ازآسیبهای همگانی و روانی کارمندان و کارگران جلوگیری کنند و از روند کاری مردم هم آگاه شوند و درمانشان کنند وکارفرمایان و آیین گذاران و آیین نویسان کشوری را هم ازچگونگی تندرستی مردم و روند کاری آگاه سازند تا همه بتوانند یک کشور تندرست داشته باشند. شاید چنین کارهایی در ایران جایش کمی تَهی باشد که هست .

در اینجا و در این نوشته ما؛ تنها ، میخواهیم که بیکی ازبیماریهایی که کم کم همگیر میشود انگشت کوچکی بگذاریم که شاید  با هم بتوانیم با یکی از بیماریهای روانی آشنا شویم و اگر بشود خود را تا آنجا که در دستمان است ازآسیب چنین بیماری آسوده بداریم .این بیماری فشارو افسردگی و آسیب روانی یا همانDepression  است .

نیازی نیست که بسیار هم بروشن کردن این واژه لاتینی و فرانسوی بپردازیم؛ همین اندازه بسنده میکنیم که بدانیم که گرچه این واژه  به اُفت  بازار و شکست پولی و دارایی هم گفته میشود امّا در فرهنگ بیماریهای روانی جایگاه ویژه ای دارد که به اندوه و افسُردگی روانی گفته میشود که از فشارهای چند گانه، همچون فشارکاری ، فشارهای همگانی، خانوادگی و پولی آدمی را دوچار خود میکند که نگرانی و ارث  یا (  stress/ inheritance ) پایه های آن است .

 انگیزه و پایه ی بیماری

  گرچه شناخت  هربیماری روانی آسان نیست و گاهی هم نمیتوان سرچشمه ی یک بیماری روانی را بدرستی  یافت ولی آروینها و آزمایشهای فراوان و جست وجوها و پژوهشهای بالینی و دانشی نشان داده است که دست کم همین بیماری؛ ریشه های شناخته شده ی فروانی دارد  که در دو ریشه پایه ای؛ همچون " پدرمانی"  یا همان ارث بردن  وگروه زیستی ( اجتماعی ) دسته بندی میشود. در خانواده هایی که فشارخونی بالا دارند یا  بیماری قند ازگونه ی دوّم دچارند، بخت بدی برای این بیماری دارند که این بخت  تا 33 درصد خواهد بود.

(ناگفته نماند که در پایانه ی ماه بهمن سال ۱۳۸۷ خواندم که پژوهشگران بیمارستان دانشگاه شهر لوند "   LUND)) در سوید پس از ۲۰ تا ۲۵ سال روی کسانی که دست به خودکش زده بودند پژوهش کردند و با گرفتن آب  مغز تیره کمر (نخاع ) دریافتند که در همه ی آنها نشانه هایی از گوهره ی نشانگر انترلیوکین 6 - "  Interleukin-6  "  بوده که این گوهره و مادّه نشاندهنده زخمی دردرون مغز کسانی بوده که دست بخودکشی زده بودند.  این گوهره درمغز تیره ی  مردم تندرست یافت نمیشود.)

 در دانمارک ۳۳ درصد شمار بیماران که در بالا گفتم بیماریشان از " پدرمانی یا مادرمانی " است ( ارثی) .

من چند نمونه از این ریشه ها و پایه های بیماری را بگونه ای فراختر، گسترده وفراگیرتر امّا گذرا مینویسم :

 یافته شده است که در میان این گروهها ی زیر، این بیماری، خودرا بخوبی نشان میدهد:

·        کسانی که بسیار دچار فشار کاری ، چه در خانه و چه در بیرون هستند.

·        کسانی که در زندان سالها مانده اند یا دربازداشت که بدادگاه نرفتند که گناهشان بآنان گفته شود.

·        کسانی که از توان پولی و دارایی برای سرپرستی و نگهداری خانواده برخوردارنیستند و بایست یا کارسخت کنند یا دوکار با هم داشته باشند

·        کسانی که در " درازهنگام " بیکارند یا از کار برکنارشده اند وآینده ای روشن ندارند.

·        جوانانی که یارایی آموزش ندارند و یا توان آموزشی خود را ازدست داده یا نمیتوانند به دانشگاه راه یابند.

·  جوانان و بویژه دخترانی که بجایی رسیده اند که درمیابند که به زمینه های گوناگون نمیتوانند " همسرگیری" کنند یا بخت با آنان یارنیست که اینگونه فشاردرکشورهای واپسمانده و به "  آیینهای ویژه وابسته " بیشتراست.

·   پدرمانی یا همان ارثی بودن بیماری ، خود یکی از پایه های  چشمگیر است.

·    کارمندان و کارگرانی که یا پیمانکار و پیمانی هستند و یا از آسودگی کاری از روی ورشکستگی، کارگاه وکارخانه که آنجاها کارمیکنند برخوردار نیستند وهرآن میترسند که به بهانه ای و زمینه ای ؛ کارشان را ازدست بدهند.

·    زندگی در شهرهای پُر وَ اَنبُوه ، مانند تهران و کراچی و کُلمبو که رفت و آمد در آن بسختی میگذرد پایه ای ازین بیماریست.

 ·  " خودخشنودی " یا بگفته ای " خود آزاری " بیش ازاندازه ( Masturbation )(۳)

  گاهی این انگیزه ها و زمینه ها میتواند پایه ی نگرانیهایی را فراهم کند که مغز آدمی دچار آشفتگی شده  و درنتیجه انسان نگران آسیبدیده و روانی دچار فشارسخت شود و درپایان دچار بیماری افسردگیِ Depression  ) گردد.

گرچه پژوهش وجست وجوها نشان داده که دست کم ؛ 33 درصد کسان که به این بیماری دچار میشوند ؛ همانا پایه ی پدرمانی یا مادرمانی ( ارثی ) در آنان هست ولی دیگران بیمارانی هستند که اززمینه های دیگری دچار آن شده اند .

بچشم میرسد که  انسان "  نگران "  در نخستینگاه  وآغاز بیماری آفسردگی خودست  و میتواند با جانشین کردن دستاوردهایی بجای کمبودها که زمینه ی نگرانیش شده از بیماری آینده ی خود که همانا آسیب روانی  و افسردگی است جلوگیری کند ولی اگردرین پایه ؛ بیمارِنگران؛  نگرشی بنگرانی و تندرستی خود نکند ؛ همانا درآینده بسختی میتواند آسیبهای روانی خود را درمان کند و چاره سازد ..

 درمان آسیبهای روانی به گونه ی  اوجی و بالاگرا، سختر از درمانهای تنی است و گاهی هم درمان ناپزیرست.

 شناخت  بیماریِ " آسیب دیدگی روانی "  یا افسردگی (Depression)

 برای شناخت روشن و تند و شتابنده ی بیماریهای روانی، هنوز راه درازی هست .. اگرچه شناخت بیماریهای روانی کارآسانی نیست که گاه سخت هم میباشد ولی نشانه هایی هست که میتوان پی برد که بیمار دچار این بیماریست و روانی آسیبدیده دارد.

 روشنترین نمونه  و نمودارهای این بیماری میتواند اینها باشد :

·   آشفتگی و دریافت ترس

·   کم خوابی یا بدخوابی و کابوس دیدن

·   فراموشی زود بزود و کم یادگیری و کم آموزی

·    گوشه گیری و پرهیز از زندگی دو بدویی یا گروهی

·   بیزاری از زیباترین چیزها مانند خود زنده بودن و یا جشن و پایکوبی.

·  افسردگی و دریافت خستگی نا بهنگام

· اُفت کشش آمیزشی و زناشویی یا گاهی کشش  زودگذر یا دیرگذر فراوان به آن

·  کشش بخودکُشی

 گرچه در همه حال این نشانه ها در آدمی نشان بیماری روانی نیست ولی نباید ازچنین نشانه ها درزندگی که دچارش میشویم؛  بآسانی بگذریم . این نشانه ها گاهی از بیماری تنی (جسمی) هم پیدا میشوند یا زمینه هایی همچون گرسنگی ، پرخوری ، خستگی فراوان یا  سوگ و اندوه از دست دادن چیزی.

درمان بیماری:

 برای شناخت و راه درمان نیاز است که  زمینیه ی آفرینشی یا همان " بیولوژیکی " این بیماری دانسته شود .

امروزه برای درمان این بیماری از داروهایی بهره میگیرند ؛ بویژه از نمونه های گروه  اس. اس .آر. ای. (tricyckliske antidepressiverSSRI (selektive serotonin reuptake inhibitorer and  ) .

 که در اصل مواد سِرتونین در تن و مغز تلاش میکند که به کم اشتهایی ، افسردگی ، بدرفتاری ، بدخوابی و فراموشی پایان دهد و بیماربتواند بهتر بخورد و بهتر بخوابد و شاداب باشد واز رفتار ناپسند با پیرامونیان بپرهیزد. چه که بیخوابی، کم خوری یا کم کششی به خوردن، کج خویی ، دریافت خستگی و فراموشی از نشانه های روشن این بیماریست .

گرچه درمانهای  دارویی نخستین بیمار ؛ همانا دردو پایه ی " سه هفته ای " است امّا باید از درمانهای بالینی و پایدار دیگر هم بهره گرفت که بسیار با ارزش و گیرا هستند و بویژه که چنین درمانها برای آن دسته از بیماران که نه از روی زمینه ی " پدرمانی  یا مادرمانی"  ( ارثی ) که از زمینه های گروه زیستی و پیرامونی ( اجتمایی  و محیطی ) خودشان بیمار شده اند سودمند است ..

 این درمانها میتواند ورزش هماهنگ ، پایدار و آرام و همچنین گردشها وبازیهای گروهی  باشد. تا آنجا که میتوان ؛ باید برای این گروه از بیماران کارهای شایسته  و همگرا هم دست و پاکرد که با تلاش روانی و تنی بتوانند روان و پیکر خود را پایدارتر و تندرستر نگاه دارند و برای مردم و کشور خود سودمند گردند.

 گردآوری و دادن یارانه های پولی برای این دسته از بیماران در بیشتر هنگام باید بردوش سردمداران و سرپرستان کشوری باشد که نماینده مردم میباشند. خانواده های این بیماران تا آنجا که میتوانند باید آنان را بهتر دریابند و در برابرشان بردبار باشند و از آنان پشتیبانی کرده و با دلسوزی آگاهانه از آنان پرستاری کنند و دیگران را نیز در این کار فرابخوانند.

نیاز به یاد آوری است که  " تنیدگی " نگرانی /استرس نیز از بیماریهایی است که باید در جهان امروز از آن بخوبی آگاه بود که در این پیوست ، در زیر میتوانید بازش کنید و بخوانید که بسیار هم سودمندست:

   http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B3%E2%80%8C    

   نوشته ی:

د . ساسان ایرانپور

10 / 2 /1387

 -----------------------------------------------------------

 مآخذ  : ( 1 )تارنمای دانشگاه امیرکبیر تهران و سازمان حقوق بشر :

http://www.autnews.info/archives/1387,02,0008911

  (2 ) تحقیق و جستجو از خانم

 Cicilie Lichtدانشگاهی دوره دکترا در 1385   

 http://www.dr.dk/DR2/VidenOm/Blogs/Huseksperternes+blog/Klummer +og+blogs/20070205101450.htm 

 (3)  پژوهش در باره "خودخوشنودی " بی اندازه

  http://alem.ir/%d9%be%d8%b2%d8%b4%da%a9%db%8c/1144/

 

+ نوشته شده توسط هفتسین در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 10:42 |