تبليغاتX
همه جور آجیل - پرواز آرزو

 

دست نسیم سوی آن یارمرا میبرد ؛

میبردم میبرد ،

آرزوها دم بدم جان مرا میخرد ؛

میخردم میخرد،

سوی او پرواز من آرزو رقصان شده؛

غصّه چه ویران شده !

شادی شگفته ولی غصّه دلش میدرد،

وه چه گران میدرد !

گفته مرا یارمن بوی آزادیم؛

 من خود آزادیم ،

گورستم یکسره خارگران میچرد ،

وه چه گران میچرد !

شادم و شاداب ازین شادی بدیداراو؛

 شادی بسی درسبو،

به که چه خوش پشّه ی غم زدلم میپرد !

از دل من میپرد ،

گرچه هنوزم بسی آرزو درآرزوست ؛

آرزویم بس نکوست ،

اشک من ازدیدگان شادی شده میچکد،

به که چه خوش میچکد !

خنده مبادا کنی گشته دلم دیده بان؛

دیده ی بینا گران،

دیده بگورش ستم سخت و گران میدوَد.

 آری بگور میدود.

7/12/1387

 

+ نوشته شده توسط هفتسین در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 20:12 |